6.13.2006

فاطمه کماندو ، دوقلوي ناقص انصار حزب الله

آهاي ملت ، حوالي سال پنجاه و هشت ، زماني که تمام گروه هاي سياسي جلو دانشگاه بيتوته ميکردن و اعلاميه پخش ميکردن زني ميانسال بود با قدي کوتاه و هيکلي درشت . مهمترين تخصص اين زن ميانسال بر هم زدن بساط کتاب و اعلاميه نيروهاي سياسي غير اسلامي بود . بچه هاي فدائي خلق بهش لقب فاطمه کماندو داده بودن . هر وقت که سرو کله اش پيدا ميشد سريعا همه بهم ندا ميداند که فاطمه کوماندو وارد شده و براي مدت محدودي بساط ها را جمع ميکردن تا از گزند حمله اون در امان باشند . اما هميشه بساطي و ميزي بود که روي هوا ميچرخيد و فريادهاي اون زن چادر به کمر بسته فضاي جلوي دانشگاه رو پر ميکرد که به جدش فاطمه زهرا قسم ميداد که دفعه بعد گردن بچه هاي چپ را خواهد شکست .

چندي بعد زمان برگزاري تظاهرات زنان بر عليه حجاب اسلامي در پل کريم خان فاطمه کوماندو هم حضور داشت اما تنها نبود . جمعي از زنان چادر به کمر زده او را همراهي ميکردن . نيروهاي کميته هم بعنوان پشتيبان ، تماشاگر کتک خوردن زناني بودند که بر عليه قوانين اسلامي تظاهرات کرده بودند . نام جديد گروه زنان چادري ، خواهران کميته بود و فاطمه کوماندو يکي از آنها. اين زنان چادري بزودي سرنشين ثابت گشتهاي شهري نيروي کميته شدن.

در زمان جنگ نقش فعال زنان چادري بارز تر شد تا جائي که مرضيه حديده چي با اسم مستعار خواهر دباغ به عنوان يک عضو سپاه پاسداران مردانه ! و در زمان کمبود نيرو ، مسئوليت انتقال مهمات به شهرهاي غرب کشور رو بر عهده ميگرفت . زنان چادري اون سالها که به خواهران زينب مشهور شدن کمتر در انظار فعاليت داشتن و در نيروي سپاه نقش پشتيباني رو براي سيستم ايفا ميکردن. اما گروه فاطمه کوماندهاي کميته چي بيکار نموندن و با توجه به تخصصشون در بخشهاي مختلف حراست سازمانها دولتي مشغول به کار شدن. کساني که در سيستم حضور داشتن به خوبي تفاوت اين دو گروه از زنان چادري رو ميدونستن . يک گروه به شغل رسمي نظامي مشغول بودن و يک گروه براي روز مبادا توي آب نمک خوابيده بودن تا چندي بعد تبديل به خواهران حزب الله بشن .

جذب بانوان در نيروهاي انتظامي فرصتي بود تا بخشي از هر دو گروه جذب اين نيرو بشن . در عکسهائي که کسوف از مراسم ميدان هفت تير منتشر کرده بود چند چهره آشناي نيمه قديمي ديديم. يکي از اون خانومهاي چادري نيروي انتظامي چند سال پيش مسافر لندن بود . فرصتي پيش اومده بود تا در مورد گذشته و حال هر دو کنکاش کنيم . همان زمان نگران حضور فاطمه کوماندوها در نيروي انتظامي بود اما ميگفت که جذب و انتقال اونها به ناجا " به فرموده " است . گفت که تحليلگران داخلي نگران حرکتهاي اعتراضي زنانه هستن و براي مقابله با اون احتياج به نيروي مقابله کننده زن دارن. به شوخي پرسيدم پس کي شروع ميکنند و با خنده گفت مشخصا بعد از خاتمي !.

فرمول زنان بر عليه زنان فرمول خوبي نيست در دنيائي که حمايت از حقوق زنان مسئله روزانه تمام دولتها و رسانه هاست . اگر براي به حاشيه بردن موضوع اتمي در رسانه ها نياز به کتک خوردن چند زن خبرنگار و نويسنده و دگر انديش بود که زدند و بردند و کردند کاري رو که ميخواستند اما حضور فاطمه کوماندوها در دل سيستم موضوعي است که حتي با پايان ماجراي هسته اي تمام نميشه چون اونها دوقلوي ناقص مردان حزب الله افراطي هستن که سالهاست زير چادر اکسيژن مذهب تنفس ميکنن.

2 Comments:

Anonymous zan said...

از اشتباهاتمان درس بگیریم.

از اشتباهاتمان درس بگیریم تا در آینده در دور باطلشان زمان را از دست ندهیم.
مبارزه واقعی یعنی آموزش اکثریتی و نه برخوردهای مخالفت آمیزاقلیتی.
برخورد مردم (رهگذران و افرادی که از دانشجویان آگاه و یا فعالین حقوق زنان نبوده اند) درتجمع 22 خرداد، بی خبری و بی توجهیشان به خواستگاههای جمعی که به دور هم گرد آمده بودندء نا آگاهی و باور به فرهنگی منسوخ، تلخ ترین قسمت اتفاق حادثهء دیروز بود. اینکه هنوز زنان و مر دانی هستند که نمی دانند این قوانین منسوخ قابل بدل هستند، زنانی و مردانی هستند که برای مواجیب اندکی و یا برای اعتقادات فسیل شده شان حاضر می شوند دست به روی هم نوع بلند کنند و او را از احقاق حقوق مسلمش باز بدارند، زنان و مردانی هستند که توجه به این مسایل را وقت تلف کردن می دانند و در روزمرگیهای هرچند قابل توجیهشان تلاش برای برابری و مبارزه برای آزادی را فراموش کرده اند گواه برا این مدعاست.
زخمها و کوفتگیهای کتکهایی که خوردیم همه درمان می شوند. زندانیان و بازداشت شدگان همه آزاد می گردند و ما باز به مبارزه ادامه میدهیم. یک دل تر، خونسردتر و دلیرانه تر از قبل. ما بسیاریم. بسیار زیاد. جهانی دیگر ممکن است. اگر دست هم نوع را امروز بگیریم نه فردا. اگر امروز حاضر باشیم بهایی بپردازیم که لازمهء شروع است . بهای درست و به جا. این دستگیریها و توهین و تحقیرها بهای درست مبارزه نیستند. مبارز درست و اصولی بر پایه های محکمتری باید بنا شود و آن صرف زمان انرژی برای آشنایی خلقی با حق و حقیقت تعاریف و حقوق مسلمشان است. این راهی بس دشوارتر و سنگلاخ تر و پر ارزش تر از فریاد های اقلیتی اوپوزیسیونی است است. اما نتیجه ای بس شیرین و ثمربخش خواهد داشت.
به امید پیروزی توده های انسانی برای دستیابی به آزادی و برابری
به امید لبخند زحمتکشان
به امید پایداری همه ما در مبارزه

3:28 PM  
Anonymous omid said...

شايد شما ،و يا افرادي كه خودشان را اين روزها دانشجو و روشنفكر ميدانند ، سنشان آنقدر اجازه ‌ندهد كه قائله شورشگران اوايل انقلاب را بخاطر بياورند ، ولي ميتوا نند از بزرگترها يا پدرانشان بپرسند، كه در خرداد سال 60 جه به روزگار منافقين خائن مقرور و اسلحه بدست افتاد ، كه مي‌خواستند در خيابان وليعصر، اسلحه به روي مردم بكشند و تهران رايك روزه فتح كنند، اما با حضور حزب ا... و بسيجيان جبهه و جنگ، اسلحه‌ها را به زمين گذاشته و مانند روباه پا به فرار گذاشتند، و از شدت ترس و وحشت نمي‌دانستند از كدام سوراخ فرار كنند. ولي مردم حزب‌ا... آن حرام ‌زاده‌هاي قاتل را گرفته و به سزاي اعمالشان رساندند. بنابراين اينكه به شما هشدار دادم كه مواظب خودتان باشيد، براي همين بود. زيرا شما همه‌تان كه با هم جمع شويد، اولا عددي نيستيد، وثانيا اگرهمه فكر و زور و بازويتان را با هم جمع كنيد ، آنگاه خواهيد فهميد، كه از آمريكا و صدام و منافقين و بني‌صدر، در مقابل اسلام و امت انقلاب اسلامي، بيشتر كه نيستيد ، بلكه هيج هستيد .
بنابراين آن آزادي كه شما دم از آن مي زنيد ، چيزي جز فساد و فحشا و انحرافات فكري واخلاقي ، چيز ديگري نيست ، وآنهم در كشور اسلامي ايران ، با حضور امت حزب ا...و ملت شهيد داده ، دست نيافتني ا ست و آرزوي آنرا بايد به گور ببريد. پس بهتر آنست كه پي كار و زندگي خود باشيد، وجان و آبرويتان را به خطر نيندازيد، و به اميد آمريكا و غرب و حقوق بشريها و جايزه ها و وعده هاي پوچ آنها، كه به افراد بدبخت و خا ئن و فاسد و مزدوري مانند: شيرين عبادي دوره گرد و اكبر گنجي احمق و علي ا فشاري مذ لف و آن زن روسياه ، حقيقت جوي فاسق و ...، ميدهند، نباشيد، و خواب وخيال آزادي ايران را از سرتان بيرون كنيد، كه اين انقلاب با خون افشاني بهترين فرزندان اسلام در اين كشور بدست آمده است ، و اين كار شما آدمهاي سوسول بزدل إإ حقوق بشري‌‌إإ دمكراسي خواه إإ نيست، كه در مقابل اين انقلاب عظيم الهي، عرض اندام كنيد.
در ضمن رفيقتان بوش، به دوستان فراري‌تان، حقيقت‌جو ... و علي افشاري ..و عطري..،. آپارتمان بخشيده، تا علاوه بر مزدوري و جاسوسي كه در قبال مزدي كه از سيا دريافت مي‌كنند، شما را نيز هم غافله خود نمايند.

انشا ا... خداوند شما را هدايت كند

8:43 AM  

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home