... يه روز يه ترکه رفت رو مين !
آهاي ملت ، اين چند روزه وبلاگهائي که رگ و ريشه اي در بلاد آذري يا ترکي دارن مطالب کاملتري در باب بحران اخير مينويسن که از اخبار رسمي رسانه ها بهتره . خيلي هاشون هم با نشانه گيري رفتار فارس ها در زمينه تحقير و .... شروع به راز گشائي از آشوبهاي اخير کردن اما ...
حالا که بحث قوميت شد بگم که در زمان جنگ دو تا قوم بودن که ملزوما باهاشون بسيار در ارتباط بودم . ترکها و خراسانيها. با بعبارتي لشکر ترکها و لشکر مشهدي ها . عموما ترکها خط شکن بودن و خراسانيها پدافند. تفاوتهاي خيلي زيادي بين اين دو قوم در منطقه وجود داشت . مثلا خراسانيها دائم در حال زار و نياز و نماز شب بودن که سالم به زندگيشون برگردن ( خاصيت امام رضا بوده شايد ) اما ترکها راستي راستي سر جنگ داشتن! خراسانيها هر روز به بهانه حمام واجب عازم خطوط عقب تر بودن و اما ترکها نه . خراسانيها ميتونستن يک ماه رو با نون و خرما سر کنن اما در سفره ترکها هميشه چلو گوشت به راه بود و .....
اما بزرگترين تفاوتي که اين دو لشگر براي ما داشت مبحث جوک سازي بود. خراسانيها بدون استثنا هر گونه لطيفه و جوک مشهدي رو مصداق کامل توهين ميدونستن و شديدا بهشون بر ميخورد اما ترکها در لطيفه سازي يد طولائي داشتن. هميشه فضاي لشگر خراسانيها پر از نوحه و دعا و گريه زاري بود و فضاي لشگر ترکها پر از خنده و شادي . به همين دليل همراه شدن با لشگر ترکها بسيار جذاب و مفرح بود . حتي در زيز آتش خمپاره و گلوله .
بيشترين تعداد جوکهاي جنگي ترکي ، توسط خود فرماندهان ترک زبان توليد ميشد ( البته با تغيير ورژن يک جوک قديمي ) خيلي از دستورات رمز شروع عمليات با لهجه ترکي مخابره ميشد که در آخرش يک کد مخصوص يک جوک را داشت . در طول سالهاي جنگ موردي نديدم که جوکي ترکي براي لشگر ترکها مصداق توهين و تمسخر باشه . به همين دليل ساده که کسي در رشادت و جنگاوري اونا شک نداشت . بعبارتي جوک سازي نميتونست از ارزش رفتار جدي اونها چيزي کم کنه .
مهمترين گروهي که عموما از ترکها تشکيل ميشد گروه تخريب بود.. براي مين گذاري يا پاکسازي ميدان مين. اون موقع فرمانده ها ميگفتن ترک يعني بسيجي به توان دو . اونروزها جمله اي در بين بچه هاي گروه تخريب معروف بود " اولين اشتباه آخرين اشتباه " به همين معني ساده که يک تخريبچي فرصت دوبار اشتباه نداره چون با همون اشتباه اول به ملکوت اعلا ميره . عجيب ترين جمله اون روزها در بين بچه هاي تخريب اين بود که بگن " يه روز يه ترکه رفت رو مين " چون به ندرت اتفاق مي افتاد که يکي از بچه هاي ترک تخريب بر اساس اشتباه روي مين بره . به همين دليل مايقي بجاي تاسف خودن منتظر شنيدن قسمت خنده دار ماجرا ميماندند که عموما في البداهه توليد ميشد . چون منتظر شنيدن يک جوک بودن نه يک خبر.
چند سال پيش حجت رو توي لندن ديدم . در کربلاي هشت شيميائي شده بود. سالها مداوا تاثيري نکرده بود . آخرين روزهاي عمرش رو در بيمارستاني در لندن ميگذراند . به محض ديدن من با لهجه ي غليط ترکيش گفت " سالار خان ، اينجا رو والفجر چند گرفتين ؟ چرا فقط ما رو ميفرستين اونجا بجنگبم که توپ و خمپاره و شيميائيه ؟ اينجا که بزن و برقصه خودتون تنهائي عمليات ميکنين با صفا ؟ "
حالا که بحث قوميت شد بگم که در زمان جنگ دو تا قوم بودن که ملزوما باهاشون بسيار در ارتباط بودم . ترکها و خراسانيها. با بعبارتي لشکر ترکها و لشکر مشهدي ها . عموما ترکها خط شکن بودن و خراسانيها پدافند. تفاوتهاي خيلي زيادي بين اين دو قوم در منطقه وجود داشت . مثلا خراسانيها دائم در حال زار و نياز و نماز شب بودن که سالم به زندگيشون برگردن ( خاصيت امام رضا بوده شايد ) اما ترکها راستي راستي سر جنگ داشتن! خراسانيها هر روز به بهانه حمام واجب عازم خطوط عقب تر بودن و اما ترکها نه . خراسانيها ميتونستن يک ماه رو با نون و خرما سر کنن اما در سفره ترکها هميشه چلو گوشت به راه بود و .....
اما بزرگترين تفاوتي که اين دو لشگر براي ما داشت مبحث جوک سازي بود. خراسانيها بدون استثنا هر گونه لطيفه و جوک مشهدي رو مصداق کامل توهين ميدونستن و شديدا بهشون بر ميخورد اما ترکها در لطيفه سازي يد طولائي داشتن. هميشه فضاي لشگر خراسانيها پر از نوحه و دعا و گريه زاري بود و فضاي لشگر ترکها پر از خنده و شادي . به همين دليل همراه شدن با لشگر ترکها بسيار جذاب و مفرح بود . حتي در زيز آتش خمپاره و گلوله .
بيشترين تعداد جوکهاي جنگي ترکي ، توسط خود فرماندهان ترک زبان توليد ميشد ( البته با تغيير ورژن يک جوک قديمي ) خيلي از دستورات رمز شروع عمليات با لهجه ترکي مخابره ميشد که در آخرش يک کد مخصوص يک جوک را داشت . در طول سالهاي جنگ موردي نديدم که جوکي ترکي براي لشگر ترکها مصداق توهين و تمسخر باشه . به همين دليل ساده که کسي در رشادت و جنگاوري اونا شک نداشت . بعبارتي جوک سازي نميتونست از ارزش رفتار جدي اونها چيزي کم کنه .
مهمترين گروهي که عموما از ترکها تشکيل ميشد گروه تخريب بود.. براي مين گذاري يا پاکسازي ميدان مين. اون موقع فرمانده ها ميگفتن ترک يعني بسيجي به توان دو . اونروزها جمله اي در بين بچه هاي گروه تخريب معروف بود " اولين اشتباه آخرين اشتباه " به همين معني ساده که يک تخريبچي فرصت دوبار اشتباه نداره چون با همون اشتباه اول به ملکوت اعلا ميره . عجيب ترين جمله اون روزها در بين بچه هاي تخريب اين بود که بگن " يه روز يه ترکه رفت رو مين " چون به ندرت اتفاق مي افتاد که يکي از بچه هاي ترک تخريب بر اساس اشتباه روي مين بره . به همين دليل مايقي بجاي تاسف خودن منتظر شنيدن قسمت خنده دار ماجرا ميماندند که عموما في البداهه توليد ميشد . چون منتظر شنيدن يک جوک بودن نه يک خبر.
چند سال پيش حجت رو توي لندن ديدم . در کربلاي هشت شيميائي شده بود. سالها مداوا تاثيري نکرده بود . آخرين روزهاي عمرش رو در بيمارستاني در لندن ميگذراند . به محض ديدن من با لهجه ي غليط ترکيش گفت " سالار خان ، اينجا رو والفجر چند گرفتين ؟ چرا فقط ما رو ميفرستين اونجا بجنگبم که توپ و خمپاره و شيميائيه ؟ اينجا که بزن و برقصه خودتون تنهائي عمليات ميکنين با صفا ؟ "

1 Comments:
Very nice site! Medication for inhaler Marco valentino jewellery arizona lawyer
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home