2.08.2007

افکار نامنطم !

آهای ملت ، در این آخر الزمانی ما مانده ایم با سروری که هر از چند گاهی نفییر ذائقه میدهد. به صاحبخانه شکایت نمیبریم که در گیر رشد دوقلو هاست. اصولا شکایتی نداریم که ببریم . استراحتی ناخواسته بود و هست و خواهد بود .

امروز بعد از مدتها ایمیل خود را گشودیم و دیدیم که مبحثی در دایره هزارتو پاگرفته بوده و دموکراسی باعث شده بود که قریب پنجاه ایمیل رد و بدل شود و ما زمانی به موضوع داخل شدیم که میرزا ختم مباحثه اعلام کرده بودند . عجب زمانه ای شده ؟

حال و حوصله و همت بسیار موجود است اما موضوعی قابل، موجود نیست که فدایش شویم و ذوب شویم و خلاصه به پایش حبسی بکشیم . نوبت عاشقی هم از ما گذشته و به عادت بیشتر مانوسیم.

گفتم عاشقی یادم افتاد که چرا دخترک رفته. آخه عاشق شده بود. همان راننده فولکس کذائی. خوشحالم که حسی میتونه اینقدر پایداری بده به یک دخترک ! که زندگیش رو در آینده ببینه نه در گذشته . راننده فولکس پر از ایده است برای آینده و من پر از خاطره ام از گذشته . دخترک انتخاب درستی کرد .

قصد سفر دارم . اما نه پولش را دارم و نه مقصدش را . فعلا با همین قصد میگذرانم تا از سفر برگردم.

آهای ملت ، در این آخر الزمانی ما مانده ایم با سروری که هر از چند گاهی نفییر ذائقه میدهد. به صاحبخانه شکایت نمیبریم که در گیر رشد دوقلو هاست. اصولا شکایتی نداریم که ببریم . استراحتی ناخواسته بود و هست و خواهد بود .

امروز بعد از مدتها ایمیل خود را گشودیم و دیدیم که مبحثی در دایره هزارتو پاگرفته بوده و دموکراسی باعث شده بود که قریب پنجاه ایمیل رد و بدل شود و ما زمانی به موضوع داخل شدیم که میرزا ختم مباحثه اعلام کرده بودند . عجب زمانه ای شده ؟

حال و حوصله و همت بسیار موجود است اما موضوعی قابل، موجود نیست که فدایش شویم و ذوب شویم و خلاصه به پایش حبسی بکشیم . نوبت عاشقی هم از ما گذشته و به عادت بیشتر مانوسیم.

گفتم عاشقی یادم افتاد که چرا دخترک رفته. آخه عاشق شده بود. همان راننده فولکس کذائی. خوشحالم که حسی میتونه اینقدر پایداری بده به یک دخترک ! که زندگیش رو در آینده ببینه نه در گذشته . راننده فولکس پر از ایده است برای آینده و من پر از خاطره ام از گذشته . دخترک انتخاب درستی کرد .

قصد سفر دارم . اما نه پولش را دارم و نه مقصدش را . فعلا با همین قصد میگذرانم تا از سفر برگردم.

1.21.2007

خاطرات جنسی باعث فعالیت سیاسی میشود!

آهای ملت، با خودم قرار گذاشته بودم که حالا حالاها در مورد رادیو زمانه چیزی ننویسم اما دیدن این مطلب شهرنوش پارسی پور به عنوان پیش درآمدی بر خاطراتش کمی ما را وسوسه کرد تا بگوئیم دوستان مواظب باشید تا خانم شهرنوش پارسی پور به پوست خربزه ای در زیر پای رادیو زمانه تبدیل نشود.

اینکه شخص خانم تصمیم گرفته باشد خاطراتش را بنویسد ارزشمند است . اینکه فعالان سیاسی را به سرکوفتگان جنسی پیوند بزند هم نظر شخصی خودشان است . اما اینکه چنین مراتبی به سفارش رادیو زمانه منتشر شود پوست خربزه ای است که روشنفکران و سیاسی کاران را به مقابله با رادیو زمانه به عنوان ناشر این گونه نظریات میکشاند .

پرونده سازان برنامه هویت ، اولین خواننده و گردآوردنده این خاطرات هستند و از آنها سندی خواهد ساخت برای دلالت بر همان اتهاماتی که سالهاست بر روشنفکران و سیاسی کاران وطنی میزنند. اتهامات سعیدی سیرجانی یادتان هست ؟ روایت شهرنوش پارسی پور تائید رسمی همان اتهامات است .

1.04.2007

ارزیابی زیرکانه رادیو زمانه!

آهای ملت، ما اینو قبول داریم که هر نهاد و موسسه ای برای ارزیابی کارخودش باید به افکارعمومی مراجعه کنه ، اما مراجعه داریم تا مراجعه .

یک مثال برای روشن شدن نتیجه: در مجلس ایران اگر برای طرحی نظر سنجی کنن و قرار باشه برای "رای مثبت" رای گیری کنن و نتیجه مثلا 120 رای مثبت و 120 رای منفی و 30 رای ممتنع باشه اون طرح تصویب میشه . چون اون 30 تا رای ممتنع به مجموع آرا مثبت اضافه میشه. دلیلش هم اینه که سوال بصورت ایجابی بوده نه سلبی. در همین مثال اگر قرار بوده باشه که "رای منفی" داده بشه اون طرح رد میشه چون اون 30 تا ممنتع به آرا منفی اضافه میشه. در ماجرای رای دادن به صلاحیت وزرا از این کلک بارها استفاده شده تا مثلا برای یک وزیر رای بالا بگیرن یا با رای بالا رد صلاحیتش کنن.

تقریبا 99 درصد سوالهای ارزیابی رادیو زمانه از نوع ایجابی است نه سلبی بنابراین در پایان ارزیابی، نتایج بدست آمده برای مدیران رادیو زمانه سرشار از موفقیت و درخشش خواهد بود حالا هر چی رو شما دلتون میخواد انتخاب کنین. حداقل امیدوارم جایزه اش بدردتون بخوره.

1.01.2007

فیلم مراسم اعدام !

آهای ملت، این فیلم از مراسم اعدام صدام حسین دیدن نداره ولی ممکنه شما برای اطمینان خودتون بخواین ببینین . دیکتاتوری که به شهادت تاریخ جنایت کرده خودش را شهید میدونه و قبل از اخرین نفس شهادتین میخونه یک کم ما رو در قبول مابقی کسانی کم به چوبه دار نرسیدن ولی ما ازشون بعنوان شهید یاد میکنیم دچار تردید میکنه.

12.31.2006

هواپیما رفتنی است، فرودگاه را به خاطر بسپار

آهای ملت، مستقلا نظر ما اینه که فرودگاه مهمترین ویترین یک شهر، کشور، ملیت، و فرهنگ است. چون اولین برخورد یک غریبه با هویت و فرهنگ یک ملت دیگه است.

فرض کنین که وارد یک شهر بشین و از فرودگاه سوار یک قطار سریع السیر بشین و به مرکز شهر تشریف ببرین. حالا تصور کنین که یک فقره تاکسی لکنته شما را سوار کنه و با ساعتها علاف شدن در دود و ترافیک به مرکز شهر دلخواهتون برسین. تفاوت این دوتا ، مستقیما بر ادامه سفر شما تاثیر میذاره.

حالا وقتی اسم یک فرودگاه رو میذارن امام خمینی، تکلیف مسافر فرنگی محترم با فرهنگ جائی که وارد میشه مشخصه . حالا اگر از اونجا سوار تاکسی بشه و با ایران از طریق تماشای فرهنگ حاشیه نشینی رباط کریم و اسلامشهر آشنا بشه تا ساعتها بعد وارد هتل شبه مجلل در بالای شهر تهران بشه .

اگر اون غریبه به شهر خودش برگرده روزها و ساعتها میخواد مخ شما را کار بگیره که .... بابا بخدا هواپیما رفتنی است اما ملت فرودگاه را به خاطر میسپارن.

12.29.2006

رسانه خانوادگی یا مجردی ؟

آهای ملت، تا جائی که ما میدونیم تکنولژی داره یک کاری میکنه که وسائل ارتباط جمعی داره به وسائل ارتباط فردی تبدیل میشه! این عبارت من در آوردی یعنی اینکه مثلا وسائل ارتباطی رسانه ای مثل رادیو و تلویزیون دیگه یک وسیله بزرگ نیست که آدمها در کنار هم بشینن و مثلا تلویزیون نگاه کنن با رادیو گوش کنن بلکه بصورت مجردی ملت از رسانه لذت میبرن. اول از همه رادیو این حریم رو شکست و بعد هم ورود تلویزیون های سیار ( موبایلی در حال حاضر) باعث شد که اینها تبدیل به یک وسیله ارتباط فردی بشن. بعبارتی رسانه دیگه خانوادگی نیست بلکه مجردی است.

تفاوت بزرگ این اتفاق در برنامه سازی رادیوئی و تلویزیونی است. قبل ها یک برنامه ساز تلویزیونی باید بصورت پیش فرض میدانست که از بچه 9 ساله تا فرد 90 ساله در کنار هم برنامه تلویزیونی را نگاه میکنن و به همین دلیل جوری برنامه درست میکردن که بدرد همه بخوره. اما امروزه برنامه سازانی که برای گیرنده های قابل حمل برنامه سازی میکنن دیگه چنین دغدغه ای ندارن و فقط برای یک نوع مخاطب خاص ( یکنفر) برنامه میسازن. مثلا برنامه های رادیوئی اف ام بزرگترین تفاوتشون با برنامه های رادیوئی موج متوسط در همین نکته ظریف است.

اینترنت با وجود اینکه در ابتدا از طریق یک عدد کامپیوتر بزرگ قابل دسترسی بود و قابلیت حمل نداشت و وسط خونه جا خوش میکرد، به هیچ وجه یک رسانه ارتباطی خانوادگی نبود و به عنوان بک گیرنده مجردی تلقی شد. بنابراین تمام برنامه هائی که بصورت اینترنتی تولید و پخش میشن برای مخاطب خاص ( یکنفر) تولید و پخش میشه. اگر به جدول برنامه های تلویزیون های انیترنتی دقت کنین تفاوت را میبینین.

گرایش به سمت یک رسانه مجردی و شخصی رو از تعداد آدمهائی که گیرنده ها و پخش کننده های قابل حمل توی جیبشونه و با با موبایلشون آهنگ گوش میدن و .... میتونین حدس بزنین.

اینکه هنوز مهمترین موضوعات برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بر محور خانواده است باعث شده تا رسانه ای مثل رادیو فردا که برنامه هاش مبتنی بر مجرد بودن شنونده است بتونه به خوبی در ایران شنونده پیدا کنه. بد نیست برنامه سازان رادیو زمانه که در ابتدای راه هستند از این پست ما عبرت بگیرن.

خدا پدر فرح کریمی و پارلمان هلند رو بیامرزه که باعث شده ما تا مدتها موضوعی برای نوشتن داشته باشیم.

12.23.2006

پنج حرف ناگفته!

آهای ملت، امین و صنم فکر کردن باید چیز بیشتری در مورد کلاغ سیاه بدونن. خب شما هم بدونین ضرری نداره.

یک، از هر ده نفری که با من دوست هستند هشت نفرشان از جامعه نسوان هستند و از اون هشت نفر تقریبا هفت نفرشون بالای پنجاه سال دارند. (هنوز نتونستم بفهمم چرا)

دو، به عنوان آدمی ساکت و کم حرف شناخته شده ام و اگر در مجلسی بیشتر از سی ثانیه حرف بزنم همه از تعجب شاخ در خواهند آورد. (از این وبلاگ هم البته بی اطلاعند)

سه، شدیدا شبیه خواجه حرمسرا هستم و صندوق اسرار کلی آدم ریز و درشت هستم. امان از روزی که زیر شکنجه بخوام اقرار کنم! شاید جماعت منو به شگل یک گوش گنده میبینند ( باید یکبار ازشون بپرسم)

چهار، پیشگو نیستم اما دارای حس ششمی هستم وحشتناک که عموما وقایع را قبل از اتفاق افتادن حس میکنم. این عجیب ترین بخش رفتار من در بین خانواده و دوستانم است و شدیدا باعث سوء تفاهم رفتاری. ( به خاطر همین کم حرف هستم)

پنج، در کودکی دچار مرگ موقت مغزی شده ام اما ( احتمالا با کلی نذر و نیاز) دوباره به زندگی برگشته ام. و هنوز بهترین رویای زندگیم همان ساعات مرده بودن است. بازگشت به اون رویا بزرگترین آرزوی زندگی من است در عین حال که از هر ثانیه زندگی لذت میبرم. یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید. لذت!

برین یقه این پنج نفر رو بچسبین میزگرد یکنفره، کاپیتان هادوک، استامینوفن، خمبرچیک، آوازهای روزانه. نسبت به آدمهای پشت این صفحات احساس خوبی دارم.(خارج از پیشگوئی و حس ششم)

رابطه سکس و راز در شب یلدا!

آهای ملت، از وقتی که برخی وبلاگنویس ها تصمیم گرفتن پنج نکته رازگونه و نامعلوم خودشون رو به بهانه یلدا نشینی آشکار کنن نوشته های سکسی در بین وبلاگنویسان فارسی زبان رواج گرفته.

این یعنی یک رابطه مستقیم سکس و راز در فرهنگ ایرانی (و شاید مابقی فرهنگها). با این توصیفات مکتوبات نکیر و منکر از رازهای به گور رفته در شب اول قبر دست کمی از نوشته های سکسی نویسان امروز نخواهد داشت.

چرا اگر ما یکبار توی گوش کسی زده باشیم با شهامت ازش یاد میکنیم اما اگر از معشوقه کام گرفته باشیم پنهانش میکنیم؟ . چرا خشونت مباح و سکس مکروه است؟.